رهبری, وبسایت و پروفایل شخصی داود جمیری

8 رایج ترین سبک های رهبری و نحوه پیدا کردن خود [مسابقه]

“یک رهبر خوب همیشه باید…”

نحوه به پایان رساندن این جمله می تواند چیزهای زیادی درباره سبک رهبری شما را نشان دهد.

رهبری عملی سیال است. ما همیشه در حال تغییر و بهبود روش کمک به گزارشات مستقیم و رشد شرکت هستیم. و هرچه مدت زمان بیشتری پیش برویم ، احتمال تغییر روش برای تکمیل جمله بالا بیشتر خواهد بود.

اما برای اینکه فردا رهبران بهتری شویم ، باید بدانیم که امروز در چه جایگاهی قرار داریم. برای کمک به شما در درک تأثیر هر نوع رهبر بر یک شرکت ، من توضیح می دهم که سبک رهبری چیست ، سپس هشت مورد از رایج ترین و موثر بودن آنها را به اشتراک می گذارم.

سپس ، من یک ارزیابی از سبک رهبری را بر اساس جمله آغازین این پست به شما نشان می دهم تا به شما کمک کند بفهمید کدام رهبر هستید .

→ Click here to download leadership lessons from HubSpot founder, Dharmesh  Shah [Free Guide].

چرا دانستن سبک رهبری خود مهم است

دانستن سبک رهبری شما امری حیاتی است زیرا می تواند به شما کمک کند تا تأثیر خود را بر کسانی که تحت تأثیر مستقیم شما هستند قرار دهید. گزارش های مستقیم شما چگونه شما را می بینند؟ آیا آنها احساس می کنند شما یک رهبر موثر هستید؟

برای درک نحوه کار کردن ، همیشه درخواست بازخورد مهم است ، اما دانستن سبک رهبری قبل از درخواست بازخورد می تواند یک نقطه شروع مفید باشد. به این ترتیب ، هنگامی که افکار کارمندان خردسال را دریافت می کنید ، می توانید به طور خودکار تصمیم بگیرید که کدام سبک رهبری جدید بهترین باشد و ویژگی های این سبک را در وظایف روزمره مدیریت خود در نظر بگیرید.

دانستن سبک رهبری شما همچنین ممکن است نیاز به دریافت بازخورد را برطرف کند. هر سبک رهبری دام های خود را دارد ، به شما این امکان را می دهد که به طور فعالانه زمینه های بهبود را برطرف کنید. این مسئله حیاتی است زیرا ممکن است حتی در یک نظرسنجی ناشناس برخی از کارمندان در صحبت با خود تردید کنند.

آماده هستید بدانید که در حال حاضر کدام سبک رهبری را دارید؟ هشت مورد معمول را در زیر بررسی کنید.

1 رهبری دموکراتیک

معمولاً موثر

رهبری دموکراتیک دقیقاً همان چیزی است که به نظر می رسد – رهبر بر اساس ورودی هر یک از اعضای تیم تصمیم گیری می کند. اگرچه وی آخرین تماس را انجام می دهد ، اما هر یک از کارمندان در مورد جهت یک پروژه نظر یکسانی دارند.

رهبری دموکراتیک یکی از م leadershipثرترین سبکهای رهبری است زیرا به کارمندان سطح پایین اجازه می دهد تا از اختیاراتی که برای استفاده هوشمندانه در سمتهای آینده خود ممکن است استفاده کنند ، استفاده کنند. همچنین به چگونگی تصمیم گیری در جلسات هیئت مدیره شرکت شباهت دارد.

به عنوان مثال ، در یک جلسه هیئت مدیره شرکت ، یک رهبر دموکرات ممکن است چند گزینه مربوط به تصمیم به تیم بدهد. سپس آنها می توانند در مورد هر گزینه بحث کنند. پس از بحث ، این رهبر ممکن است افکار و نظرات هیئت مدیره را در نظر بگیرد ، یا ممکن است این تصمیم را تا رای گیری باز کند.

2. رهبری خودکامه

به ندرت موثر است

رهبری مستبد معکوس رهبری دموکراتیک است. در این سبک رهبری ، رهبر تصمیم می گیرد بدون اینکه از کسی گزارش دهد. کارمندان قبل از تغییر جهت در نظر گرفته نمی شوند و با آنها مشورت نمی شود و انتظار می رود در زمان و سرعت تعیین شده توسط رهبر به تصمیم پایبند باشند.

مثالی از این امر می تواند هنگامی باشد که مدیر بدون مراجعه به کسی – بخصوص کارمندان آسیب دیده ، ساعتهای شیفت کاری خود را برای چندین کارمند تغییر دهد.

صادقانه بگویم ، این سبک رهبری بدبو است. امروزه بیشتر سازمانها بدون از دست دادن کارمندان نمی توانند چنین فرهنگ هژمونیکی را حفظ کنند. بهترین کار این است که رهبری نسبت به عقل و دیدگاه سایر اعضای تیم بازتر باشد.

3 رهبری Laissez-Faire

گاهی اوقات موثر است

اگر فرانسوی دبیرستان خود را به یاد بیاورید ، با دقت فرض می کنید که رهبری laissez-faire کمترین نفوذ رهبری است. اصطلاح فرانسوی “laissez-faire” به معنای واقعی کلمه به “اجازه دهید آنها انجام دهند” ترجمه می شود و رهبرانی که از آن استقبال می کنند تقریباً تمام اختیارات را به کارمندان خود می دهند.

به عنوان مثال ، در یک شرکت نوپای جوان ، ممکن است یک بنیانگذار شرکت laissez-faire را مشاهده کنید که در حدود ساعات کار یا مهلت مقرر ، هیچ سیاست عمده ای برای دفتر انجام نمی دهد. آنها ممکن است به کارمندان خود اعتماد کامل داشته باشند در حالی که آنها روی کارهای کلی اداره شرکت تمرکز دارند.

اگرچه رهبری laissez-faire می تواند کارکنان را با اعتماد به آنها توانمند سازد تا هر طور که دوست دارند کار کنند ، اما می تواند توسعه آنها را محدود کند و از فرصتهای حیاتی رشد شرکت چشم پوشی کند. بنابراین مهم است که این سبک رهبری کنترل شود.

4 رهبری استراتژیک

معمولاً موثر

رهبران استراتژیک در تقاطع بین عملیات اصلی یک شرکت و فرصت های رشد آن نشسته اند. وی ضمن اطمینان از ثبات شرایط فعلی کار برای دیگران ، بار منافع اجرایی را می پذیرد.

این شیوه رهبری مطلوب در بسیاری از شرکتها است زیرا تفکر استراتژیک از چندین کارمند همزمان پشتیبانی می کند. با این حال ، رهبرانی که به این روش عمل می کنند می توانند یک الگوی خطرناک را با توجه به تعداد افرادی که می توانند همزمان پشتیبانی کنند ، ایجاد کنند و اینکه اگر همه در هر زمان مسیر خود را پیدا کنند ، بهترین جهت برای شرکت واقعاً چیست.

5. رهبری تحول آفرین

گاهی اوقات موثر است

رهبری تحول آفرین همیشه کنوانسیون های شرکت “تغییر شکل” داده و بهبود می یابد. کارمندان ممکن است مجموعه ای اساسی از وظایف و اهداف داشته باشند که هر هفته یا ماه به پایان می رسانند ، اما رهبر دائماً آنها را به خارج از منطقه آسایش خود سوق می دهد.

هنگام شروع کار با این نوع رهبر ، همه کارمندان ممکن است لیستی از اهداف برای رسیدن به آنها و همچنین مهلت رسیدن به آنها را دریافت کنند. در حالی که اهداف ممکن است در ابتدا ساده به نظر برسند ، این مدیر ممکن است سرعت مهلت تعیین شده را در نظر بگیرد یا با پیشرفت در شرکت اهداف چالش برانگیزتری به شما بدهد.

این یک نوع رهبری بسیار تشویق شده در بین شرکتهای دارای رشد رشد است زیرا باعث ایجاد انگیزه در کارمندان می شود تا ببینند که توانایی آنها چیست. اما رهبران تحول آفرین در صورت عدم دریافت گزارش های مستقیم ، می توانند منحنی های یادگیری فردی افراد را از دست بدهند مربیگری صحیح برای راهنمایی آنها در مسئولیت های جدید.

6. رهبری معامله ای

گاهی اوقات موثر است

امروزه رهبران معاملات کاملاً رایج هستند. این مدیران دقیقاً به خاطر کارهایی که انجام می دهند به کارمندان خود پاداش می دهند. یک تیم بازاریابی که برای کمک به تولید تعداد مشخصی از هدایا تا پایان سه ماهه یک پاداش برنامه ریزی شده دریافت می کند ، نمونه متداولی برای رهبری معاملات است.

هنگام شروع کار با یک رئیس معاملاتی ، ممکن است یک طرح تشویقی دریافت کنید که به شما انگیزه می دهد تا به سرعت به وظایف شغلی منظم خود تسلط پیدا کنید. به عنوان مثال ، اگر در بازاریابی کار می کنید ، ممکن است برای ارسال 10 ایمیل بازاریابی پاداش دریافت کنید. از طرف دیگر ، یک رهبر تحول آفرین فقط در صورتی می تواند به شما جایزه دهد که نتیجه کار شما منجر به تعداد زیادی اشتراک خبرنامه شود.

رهبری معامله ای به تعیین نقش و مسئولیت های هر یک از کارمندان کمک می کند ، اما اگر کارمندان بدانند که تلاششان در کل وقت است ، می تواند حداقل کار را نیز تشویق کند. این سبک رهبری می تواند از برنامه های تشویقی برای ایجاد انگیزه در کارمندان استفاده کند ، اما باید با اهداف شرکت مطابقت داشته باشد و علاوه بر حرکات تقدیر برنامه ریزی نشده مورد استفاده قرار گیرد.

7. رهبری به سبک مربی

معمولاً موثر

به طور مشابه با مربی تیم ورزشی ، این رهبر بر شناسایی و پرورش نقاط قوت فردی هر یک از اعضای تیم خود تمرکز دارد. آنها همچنین بر روی استراتژیهایی تمرکز می کنند که تیم آنها را قادر می سازد تا همکاری بهتری داشته باشند. این سبک شباهت های زیادی به رهبری استراتژیک و دموکراتیک دارد ، اما تأکید بیشتری بر رشد و موفقیت تک تک کارکنان دارد.

این رهبر ممکن است به جای اینکه همه کارمندان را مجبور به تمرکز بر مهارت ها و اهداف مشابه کند ، تیمی را بسازد که هر کارمند دارای یک تخصص یا مهارت در کاری متفاوت باشد. در دراز مدت ، این رهبر بر ایجاد تیم های قدرتمند متمرکز است که می توانند به خوبی ارتباط برقرار کرده و مهارت های منحصر به فرد یکدیگر را برای انجام کار در آغوش بگیرند.

مدیری با این سبک رهبری ممکن است با دادن وظایف جدید به آنها ، ارائه راهنمایی یا جلسه برای بحث در مورد بازخورد سازنده ، به کارمندان در بهبود نقاط قوت خود کمک کند. آنها همچنین ممکن است با یادگیری مهارت های جدید از سایر هم تیمی ها ، یک یا چند عضو تیم را تشویق کنند تا نقاط قوت خود را گسترش دهند.

8. رهبری بوروکراتیک

به ندرت موثر است

رهبران بوروکراتیک از این کتابها استفاده می کنند. این سبک رهبری ممکن است ورودی کارمندان را گوش داده و در نظر بگیرد – برخلاف رهبری خودکامه – اما اگر تمایل به سیاست شرکت یا شیوه های گذشته داشته باشد ، رهبر تمایل دارد که ورودی کارمند را رد کند.

ممکن است در یک شرکت بزرگتر ، قدیمی یا سنتی با یک رهبر بوروکراتیک مواجه شوید. در این شرکت ها ، هنگامی که یک همکار یا کارمند استراتژی محکمی را پیشنهاد می کند که به نظر جدید یا غیر سنتی است ، رهبران بوروکراتیک ممکن است آن را رد کنند. مقاومت آنها ممکن است به این دلیل باشد که شرکت قبلاً در فرآیندهای فعلی موفق بوده و در صورت کار نکردن چیز جدید می تواند باعث اتلاف وقت یا منابع شود.

کارکنان تحت این سبک رهبری ممکن است مانند آنچه تحت رهبری خودکامه احساس کنترل می کنند ، احساس نکنند ، اما در مورد میزان توانایی افراد در نقش هایشان هنوز آزادی وجود دارد. این می تواند به سرعت نوآوری را متوقف کند و قطعاً برای شرکت هایی که اهداف بلند پروازانه و رشد سریع را دنبال می کنند تشویق نمی شود.

ارزیابی سبک رهبری

رهبران بسته به صنعت و موانعی که با آن روبرو هستند می توانند ترکیبی از سبک های رهبری فوق را داشته باشند. ریشه این سبک ها ، به گفته کارشناسان رهبری بیل توربرت و دیوید روک ، آنچه “ منطق عمل ” نامیده می شود وجود دارد.

این منطق های عملی “چگونگی تفسیر [رهبران] پیرامون خود و واکنش در هنگام به چالش کشیدن قدرت یا امنیت آنها را ارزیابی می کنند.”

این ایده پشت ابزار پیمایشی مدیریت محبوب به نام است نمایه توسعه رهبری . ایجاد شده توسط پروفسور توربرت و روانشناس سوزان کوک-گروتر – و در این کتاب وجود دارد ، تحولات شخصی و سازمانی – این نظرسنجی متکی بر مجموعه ای از 36 وظیفه تکمیل جمله های باز است که به محققان کمک می کند تا نحوه رشد و رشد رهبران را بهتر درک کنند.

در زیر ، شش منطق عملی را با استفاده از جملات باز که به توصیف هر یک کمک می کند ، شرح داده ایم. ببینید با هر جمله چقدر موافق هستید و در پایین ، براساس منطق عملی که بیشتر با آن موافق هستید ، دریابید که از کدام سبک رهبری پیروی می کنید.

1 فردگرای

فردگرا ، طبق رووک و تولبرت ، خودآگاه ، خلاق است و در وهله اول بر اقدامات و توسعه خود متمرکز است ، در مقایسه با عملکرد کلی سازمان. این منطق عمل به طور استثنایی تحت تأثیر تمایل به فراتر رفتن از اهداف شخصی و بهبود مداوم مهارت های آنها قرار دارد.

در اینجا برخی از مواردی که یک فردگرایان می تواند بیان کند وجود دارد:

فردگرای 1: “یک رهبر خوب باید همیشه به شهود خود نسبت به فرایندهای سازمانی مستقر اعتماد کند.”

فردگرای 2: “این مهم است که بتوانم با دیگران ارتباط برقرار کنم تا بتوانم به راحتی ایده های پیچیده ای را به آنها منتقل کنم.”

فردگرای 3: “من از پیشرفت راحت تر از موفقیت پایدار هستم.”

2. استراتژیست

استراتژیست ها کاملاً از محیط هایی که در آن فعالیت می کنند آگاهی دارند. آنها درک عمیقی از ساختارها و فرایندهایی دارند که باعث می شوند مشاغل آنها تیک خورده باشد ، اما همچنین می توانند این چارچوب ها را به طور انتقادی در نظر بگیرند و آنچه را که می تواند بهبود یابد ارزیابی کنند.

در اینجا مواردی وجود دارد که یک استراتژیست می تواند بگوید:

استراتژیست 1: “یک رهبر خوب همیشه باید بتواند در گروههای تقسیم شده اجماع ایجاد کند.”

استراتژیست 2: “کمک به توسعه سازمان به عنوان یک کل و همچنین رشد و دستاوردهای فردی گزارش های مستقیم من مهم است.”

استراتژیست 3: “درگیری اجتناب ناپذیر است ، اما من در رابطه با روابط شخصی و شغلی تیمم برای کنترل اصطکاک آگاهی کافی دارم.”

3 کیمیاگر

Rooke و Tolbert توصیف این عمل کاریزماتیک منطق به عنوان بسیار تکامل یافته و موثر در مدیریت تغییرات سازمانی. آنچه کیمیاگران را از سایر منطق های عمل متمایز می کند ، توانایی منحصر به فرد آنها در دیدن تصویر بزرگ در همه چیز است ، اما همچنین درک جدی نیاز به جدی گرفتن جزئیات است. تحت نظر یک رهبر کیمیاگر ، هیچ بخش یا کارمندی نادیده گرفته نمی شود.

در اینجا برخی از مواردی که یک کیمیاگر ممکن است بگوید وجود دارد:

کیمیاگر 1: “یک رهبر خوب به کارمندان خود کمک می کند تا بالاترین توان خود را داشته باشند و از همدلی و آگاهی اخلاقی لازم برای رسیدن به آنجا برخوردار هستند.”

کیمیاگر 2: “مهم است که تأثیرات عمیق و مثبتی بر روی هر کاری که کار می کنم داشته باشم.”

کیمیاگر 3: “من توانایی منحصر به فردی در متعادل سازی نیازهای کوتاه مدت و اهداف بلند مدت دارم.”

4 فرصت طلب

میزان بی اعتمادی دیگران به فرصت طلبان با اعتماد به نمای کنترل باعث می شود که کارمندانشان در صف باشند. “فرصت طلبان تمایل دارند رفتار ناخوشایند خود را در برش و تحقق یک جهان چشم به چشم ، قانونی بدانند” ، نوشتن روك و تولبرت .

در اینجا برخی از مواردی که یک فرصت طلب ممکن است بگوید وجود دارد:

فرصت طلبان 1: “یک رهبر خوب باید همیشه دیگران را بعنوان یک رقابت بالقوه برای بهتر شدن ببیند ، حتی اگر این به قیمت رشد حرفه ای آنها باشد.”

فرصت طلبان 2: “من این حق را برای خود محفوظ می دارم که ورودی کسانی را که از عقاید من س questionال می کنند یا از آنها انتقاد می کنند رد کنم.”

5. دیپلمات

برخلاف فرصت طلب ، دیپلمات به فکر رقابت یا فرض کنترل موقعیت ها نیست. در عوض ، این منطق اقدام می خواهد با انطباق با هنجارهای موجود و انجام کارهای روزمره با کمترین اصطکاک ، کمترین تأثیر را بر سازمان آنها بگذارد.

در اینجا مواردی وجود دارد که یک دیپلمات می تواند بگوید:

دیپلمات 1: “یک رهبر خوب باید همیشه در برابر تغییر مقاومت کند زیرا این امر باعث ایجاد بی ثباتی در گزارش های مستقیم آنها می شود.”

دیپلمات 2: “تهیه ” چسب اجتماعی “ در شرایط تیمی ، با خیال راحت و دور از درگیری.”

دیپلمات 3: “من تمایل دارم در نقش های رهبری بیشتر تیم محور یا حمایت کننده رشد کنم.”

6. متخصص

متخصص در زمینه داده شده خود حرفه ای است و دائماً تلاش می کند تا دانش خود را در مورد یک موضوع کامل کند و عملکرد خود را برای برآورده کردن انتظارات زیاد خود انجام دهد. روک و تولبرت توصیف کارشناس را به عنوان فردی با استعداد همکار و منبع دانش برای تیم. اما این منطق عملی در بسیاری از رهبران خوب چیزی اساسی ندارد: هوش هیجانی

در اینجا مواردی وجود دارد که یک دیپلمات می تواند بگوید:

کارشناس 1: “یک رهبر خوب باید دانش خود را بر نیازهای سازمان و گزارش های مستقیم خود در اولویت قرار دهد.”

کارشناس 2: “هنگام حل مشکل با دیگران در شرکت ، نظر من نظر صحیحی است.”

شما کدام رهبر هستید؟

بنابراین ، کدام منطق عملی بالا مانند شما احساس می شود؟ برای هر جمله لحظه ای فکر کنید … اکنون بررسی کنید که کدام یک از هفت سبک رهبری را در سمت راست پذیرفته اید بر اساس جملاتی که در سمت چپ طنین انداز هستید.

جمله منطق اقدام سبک رهبری
استراتژیست 3 دموکراتیک
فرصت طلبان 1 ، فرصت طلبان 2 ، کارشناس 1 ، کارشناس 2 خودکامه
دیپلمات 2 ، دیپلمات 3 ، کارشناس 1 Laissez-Faire
استراتژیست 1 ، استراتژیست 2 ، کیمیاگر 3 استراتژیک
فردگرای 1 ، فردگرای 2 ، فردگرای 3 ، کیمیاگر 1 ، کیمیاگر 2 تحول آفرین
دیپلمات 3 معاملاتی
دیپلمات 1 بوروکراتیک

هرچقدر منطق عمل با شما بیشتر موافق باشد ، به احتمال زیاد شما ترکیبی از سبک های رهبری را تمرین می کنید.

به عنوان مثال ، اگر با هر آنچه استراتژیست گفت موافق باشید ، این امر شما را به 66٪ رهبر استراتژیک و 33٪ رهبر دموکرات تبدیل می کند. اگر فقط با بیانیه سوم موافق باشید ، اما همچنین هر آنچه کیمیاگر گفته است ، این شما را به 50٪ رهبر تحول آفرین ، 25٪ استراتژیک و 25٪ رهبر دموکراتیک تبدیل می کند.

بخاطر داشته باشید که این منطقهای عملی مراحل رشد محسوب می شوند ، نه ویژگیهای ثابت – بیشتر رهبران در طول حرفه خود از طریق چندین نوع رهبری پیشرفت می کنند.

سبک رهبری خود را بدانید تا رهبر بهتری شوید

دانستن سبک رهبری شما می تواند شما را در مسیر تبدیل شدن به یک رهبر موثرتر قرار دهد. خواه یک تیم بزرگ یا کوچک را مدیریت کنید ، سبک شما تأثیر زیادی بر نحوه مشاهده گزارشات مستقیم شما و همکاری موثر تیم شما برای دستیابی به اهداف شرکت شما دارد.

یادداشت سردبیر: این پست در اصل در آگوست 2016 منتشر شد و برای جامعیت به روز شده است.

New Call-to-action

نوشته ها مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *