تجربه برند, وبسایت و پروفایل شخصی داود جمیری

14 مثال از کمپین های بازاریابی تجربی که به شما حسادت جدی می دهد

رویدادهای کاری واقعاً ضربه می خورند یا از دست می روند. بیایید صادق باشیم: چند بار دیده اید که با نگرانی با دستمال کاغذی در گوشه ای از ساعت شلوغ شبکه شلوغ می کنید؟

نکته اینجاست: این رویداد نیست که مانع از بازگشت شما در سال بعد می شود. این تجربه ای است که به خاطر دارید. در این پست وبلاگ ، برخی از بهترین تجربیاتی که مارک ها تا به حال به مشتریان خود ارائه داده اند را بررسی می کنیم.

من یک مشکل بزرگ با نمایشگاه های تجاری عمومی و کنفرانس های صنعتی دارم. به همین دلیل وقتی در مهمانی تعطیلاتی شرکت کردم که شامل نسخه زنده و تعاملی یک بازی آرکید بود ، نه تنها آسوده ، بلکه شگفت زده شدم.

یک اتاق کامل به گونه ای تنظیم شده بود که شبیه یک بازی بازی ویدئویی باشد و مردم به عنوان شخصیت های آن لباس پوشیده بودند. یک اسکوربورد غول پیکر ، واقعی ، موسیقی الکترونیکی بدیع و از همه مهمتر ، هیچ حرف خسته کننده ای خسته کننده وجود نداشت.

این فقط یک رویداد کاری خسته کننده نبود … این یک تجربه بود. و در کار ما ، چنین چیزی دارای نام است: بازاریابی تجربی.

در حالی که تعداد زیادی از مردم درباره این مفهوم چیزی نشنیده اند ، اما به نوعی بزرگ است-یک کل اجلاس سه روزه به آن اختصاص داده شد ، و 65٪ از مارک هایی که از آن استفاده می کنند می گویند که با فروش آن ارتباط مثبت دارد .

اما دقیقاً چیست؟ و چگونه از آن به طور مثر استفاده شده است؟ ما 14 مورد از جالب ترین کمپین های بازاریابی تجربی را پیدا کردیم که نحوه عملکرد آن را به طور کامل تجزیه و تحلیل می کنند و اینکه چگونه می توانید از این درس ها برای توسعه کسب و کار خود استفاده کنید.

Download Now: Free Ad Campaign Planning Kit

بازاریابی تجربی (همچنین به عنوان بازاریابی xm ، بازاریابی مشارکتی ، بازاریابی رویدادی ، بازاریابی زمینی ، بازاریابی زنده یا بازاریابی مشارکتی) ممکن است کمی شبیه بازاریابی رویدادی به نظر برسد ، که منطقی است – کمپین های تجربی انجام دهید معمولاً رویداد محور هستند. اما مواردی نیز وجود دارد که آنها هیچ ربطی به یک رویداد خاص ندارند ، همانطور که از نمونه هایی که انتخاب کردیم خواهید دید.

وقتی یک کمپین بازاریابی تعاملی رویداد محور است ، کمتر به نوع رویداد-مانند کنسرت ، جشنواره ، کنفرانس و غیره-اختصاص می یابد و بیشتر به تعاملات بین نام تجاری و مشتری اختصاص می یابد. (اگر قبلاً رویدادی در دست اجرا دارید ، این راهنمای برای افزودن عناصر تجربی به آن.)

بازاریابان تجربی چه کار می کنند؟

یک بازاریاب تجربی مسئول ایجاد و اجرای استراتژی کمپین های بازاریابی تعاملی یا رویدادهای حضوری مشتری است.

نقش یک بازاریاب تجربی شبیه سفیر برند ، برنامه ریز رویداد یا مدیر نام تجاری است و معمولاً شامل وظایف زیر است:

  • طوفان فکری کمپین های بازاریابی تجربی نوآورانه برای افزایش آگاهی از نام تجاری ، تعامل با مردم و ایجاد درک مثبت از برند
  • تحقیقات بازار را انجام دهید تا بفهمید چه نوع کمپین های بازاریابی تجربی با مخاطبان خاصی بهتر عمل می کند
  • رویدادها یا کمپین های تعاملی زنده ایجاد کنید تا به مشاغل کمک کنید تا به طور م withثر با مخاطبان هدف خود ارتباط برقرار کنند
  • رویدادها را هدایت کرده و مسئولیت تدارکات را در ارتباط با مدیریت رویداد بر عهده بگیرید
  • ردیابی ، تجزیه و تحلیل و گزارش عملکرد کمپین بازاریابی تجربی
  • کار با تیم های چند کاره شامل برند ، خلاق ، دیجیتالی ، اجتماعی و روابط عمومی
  • در صورت لزوم به رویدادها سفر کنید تا از رعایت و اجرای فروشنده ، پشتیبانی فروش و موفقیت کلی رویداد
  • اطمینان حاصل کنید.

چرا بازاریابی تجربی امروزه اهمیت دارد

طبق Forbes ، بازاریابی تجربی می تواند یک ارتباط پایدار بین مشتریان و یک نام تجاری را تقویت کند. همچنین می تواند به شما امکان جمع آوری داده های حیاتی درباره مصرف کنندگان شرکت کننده را بدهد که می تواند به شما در بهبود استراتژی شما کمک کند.

این کمپین ها می توانند رویکردی یکپارچه داشته باشند. هدف اصلی این است که یک نام تجاری را به صورت ملموس و آفلاین تجربه کنید ، اما همچنان به دنبال یک گفتگوی آنلاین در اطراف آن هستید.

وقتی در نظر بگیرید که 49٪ از افراد در رویدادهای مارک دار ویدیوی تلفن همراه ایجاد می کنند 39٪ از آن در توییتر به اشتراک گذاشته می شود – ترکیب عنصر دیجیتالی منطقی است. برای مثال یک هشتگ مارک دار می تواند افراد را در مورد تجربه.

1. پالایشگاه 29: 29 اتاق

حدود سه سال است که نام تجاری سبک زندگی Refinery29 میزبان رویداد 29Rooms است: آنچه آن را “یک خانه تفریحی سبک ، فرهنگ و فناوری” می نامد. همانطور که از نامش مشخص است ، این اتاق شامل 29 اتاق با مارک مجزا و انتخاب شده است – و شرکت کنندگان می توانند در هر یک چیز متفاوتی را تجربه کنند. اتاقها با شرکای تجاری ، از شخصیت هایی مانند هنرمندان و موسیقیدانان گرفته تا شرکت های مصرف کننده مانند Dunkin ‘Donuts ، Dyson و Cadillac طراحی و ایجاد می شوند.

هر سال ، 29 اتاق دارای موضوع متفاوتی است که امسال “تبدیل آن به هنر” است. به نظر می رسد شرکت کنندگان تشویق می شوند که وارد هر اتاق شوند و از محیط اطراف برای ایجاد چیزی استفاده کنند – به عنوان مثال ، یک اتاق از شرکت کنندگان دعوت می کند که دستکش بکشند و کیسه های مشت را بزنند که در صورت تماس با یکدیگر صدای متفاوتی را ایجاد می کنند تا سمفونی ایجاد شود. مرتب می کند واقعاً یک تجربه عملی است.

نکاتی برای بازاریابان

  • خسته نباشید ، اما آن را در برند خود نگه دارید. یک تجربه باید به یاد ماندنی باشد ، اما مربوط به افراد شرکت کننده است.
  • با خالقانی مانند هنرمندان و موسیقیدانان برای ایجاد تجربه مشارکت کنید ، به ویژه اگر در منطقه ای که سعی در ایجاد یا افزایش مخاطبان دارید قابل تشخیص باشند.

2. ردبول: استراتوس

اگر آنلاین بودید 14 اکتبر 2012 ، احتمالاً با جریان مستقیم پرش “Stratos” مواجه شدید.

ردبول تقریباً تا زمانی که این برند وجود داشته است در خط مقدم پوشش های ورزشی شدید قرار داشته است. اما در سال 2012 ، این شرکت بازاریابی محتوایی خود را به ارتفاعات جدیدی رساند-در واقع رکورد جهانی .

در کمپین بازاریابی ابر زمینی ردبول با نام Stratos ، Felix Baumgartner ، چترباز از اتریش که با Red Bull همکاری کرد و رکورد جهانی بالاترین چترباز را ثبت کرد ، شرکت کرد.

این رکورد: 128000 پا ، حدود 24 مایل از سطح زمین. گلپ.

برای کنار گذاشتن این شیرین کاری شگفت انگیز ، ردبول فلیکس را در یک کپسول ارتباطی کوچک قرار داد و او را با استفاده از یک بادکنک بزرگ پر از هلیوم به استراتوسفر فرستاد. و آنچه واقعاً قابل توجه است این است که صعود و آمادگی او برای پرش به تنهایی ، به او اجازه داد تا قبل از فرود سالم بر روی زمین رکورد دیگری را بشکند (هشدار اسپویلر): ردبول کل رویداد را به صورت آنلاین پخش کرد و بیشترین ترافیک مشاهده از هر جریان زنده ای که تا به حال در YouTube پخش شده است-با بیش از 8 میلیون بیننده.

آیا می خواهید آن تجربه را دوباره ببینید؟ ویدئوی تجدید نظر شده ردبول را در زیر مشاهده کنید. دروغ نمی گویم ، هنگام نوشتن این مقاله ، به بازنگری مجدد علاقه مند شدم.

نکاتی برای بازاریابان

  • هنگام تعلیق رویدادی ، قدرت تعلیق را دست کم نگیرید که مخاطبان می توانند بخشی از خود را در اختیار داشته باشند. این که بتوانید شاهد چیزی جدید و شاید کمی ترسناک باشید ، چنین تجربه شخصی است. و هر چه نتیجه بهتر باشد ، مخاطبان شما مدت بیشتری آن را به خاطر می آورند و خاطرات آن را مرور می کنند.
  • آه ، و اگر می توانید مارک خود را در کتابهای رکورد قرار دهید در حالی که در آن هستید ، این نیز بسیار عالی است.

3. آشپزی بدون چربی: #این را وزن کنید

این که بسیاری از آگهی های تبلیغاتی امروزه به زنان می گویند چیزی را در مورد خود تغییر دهند ، نگران کننده است. فقط دو دقیقه روی مبل نشسته بودم و تلویزیون تماشا می کردم ، قبلاً تعداد دفعاتی که آن پیام آمده بود را از دست داده بودم.

به همین دلیل است که دیدن مارک هایی مانند Lean Cuisine ، که بازاریابی آنها فقط بر کاهش وزن متمرکز بود ، از پیام رسانی رژیم محور منحرف می شود. و #کمپین وزن_این کمپین نمونه ای عالی از آن است.

در چارچوب این کمپین ، Lean Cuisine گالری “ترازو” را در ایستگاه مرکزی مرکزی نیویورک تنظیم کرد و از زنان دعوت کرد تا “وزن خود را” انجام دهند. اما نکته مهم اینجاست: ترازوها در واقع تخته های کوچکی بودند که در آن زنان می توانستند نحوه واقعی وزن گیری خود را بنویسند. و به جای تمرکز بر وزن خود بر حسب پوند – یا هر چیزی که مربوط به تصویر بدن باشد – زنان ترجیح می دهند با مواردی مانند بازگشت به دانشگاه در 55 سالگی ، مراقبت از 200 کودک بی سرپرست در هر روز ، یا تنها ارائه دهنده چهار کودک اندازه گیری شوند. فرزندان.

آنچه در این تجربه بسیار جالب است این است که هیچ یک از شرکت کنندگان در واقع با یک محصول غذای بدون چربی تعامل ندارند. هیچ کس حرفش را قطع نکرد ، از او چیزی برای نمونه گیری درخواست نکرد یا برای پاسخ به س stoppedالات متوقف نشد. در واقع ، از هیچ کس خواسته نشد کاری انجام دهد – خود صفحه نمایش به اندازه ای بود که مردم را متوقف کرد ، مشاهده کرد و سپس داوطلبانه با یکدیگر تعامل کرد.

Lean Cuisine متوجه شد که می خواهد چه پیامی را ارسال کند: “مطمئناً ما چیزهایی درست می کنیم که با سبک زندگی سالم سازگار است. اما دستاوردهای خود را فراموش نکنید. این بیشتر از تعداد آنها اهمیت دارد مقیاس.” اما به جای تبلیغ آشکار آن ، یک تجربه تعاملی در اطراف پیام ایجاد کرد.

با این وجود ، این تجربه به وضوح نشان داده شده است تا مطمئن شوید مردم آن را با غذاهای بدون چربی مرتبط می دانند. دسته توییتر شرکت و یک هشتگ مارک دار روی صفحه نمایش با متن بزرگ نشان داده شد که به اشتراک گذاشتن تجربه در رسانه های اجتماعی را برای مردم آسان کرد. و این قطعاً نتیجه داد – کل #وزن این کمپین منجر به افزایش 33 درصدی درک مثبت از نام تجاری شد و فقط در هفته اول به 6.5 میلیون دست یافت .

نکاتی برای بازاریابان

  • وقفه انجام ندهید – – به خصوص اگر سعی می کنید توجه دیگران را در شهر نیویورک جلب کنید ، مانند غذاهای بدون چربی. اگر تجربه ای ایجاد کنید که برای افرادی که از کنار آن می گذرند ارزشمند باشد ، احتمال مشارکت آنها بیشتر است.
  • پیامی را که واقعاً می خواهید به نام تجاری خود ارسال کنید مشخص کنید – که ممکن است مستقیماً با یک محصول واقعی مرتبط باشد یا نباشد ، و ممکن است چیزی باشد که نام تجاری شما قبلاً نگفته است. سپس ، تجربه ای در اطراف آن ایجاد کنید.

4. M&M: اتاق های طعم

اگر تا به حال در مورد M&M بادام زمینی درمقابل M&M بحث کرده اید ، می دانید که مردم می توانند عاشق آب نبات باشند. بنابراین ، هنگامی که M&M نیاز به انتخاب طعم بعدی خود داشت ، شرکت تصمیم گرفت این کار را با یک پاپ آپ همهجانبه در شهر نیویورک انجام دهد.

این تجربه شامل “اتاق های طعم دهنده” بود که هر کدام دارای دکور و عطرهای منحصر به فرد برای طعم خاصی بودند. پنجره بازشو همچنین شامل سالن های تنقلات و نوشیدنی با کوکتل هایی با موضوع M & M بود-که ، من مایلم شرط ببندم ، ما فرصت های خوبی برای M&M هستیم تا در صفحات اجتماعی شرکت کنندگان مختلف ظاهر شود.

M&Ms immersive pop-up in NYC

منبع تصویر

نکاتی برای بازاریابان

  • با هر کمپین بازاریابی که راه اندازی می کنید ، عامل “سرگرم کننده” را پیدا کنید. به راحتی می توان گرفتار این موضوع شد که نام تجاری شما چقدر به حل مشکل مشتری شما کمک می کند. اما در مورد آنها ، به عنوان مردم ، چه چیزی برای آنها لذت خواهد برد؟
  • در نظر بگیرید که چگونه می توانید از مخاطبان خود برای تصمیمات کلیدی تجاری استفاده کنید. اگر آنها کسانی هستند که محصول شما را خریداری می کنند و از آن استفاده می کنند ، آنها همچنین از بهترین تجهیزات هستند تا به شما بگویند چه چیزی کار می کند و چه چیزی نیست. یک کمپین تجربی یک فرصت خوب برای ارتباط مستقیم با مصرف کنندگان و ایجاد تجربه های لذت بخش است که در آن آنها می توانند چشم انداز خود را ارائه دهند.

5. استفاده از لوازم آرایشی: “کمپین رسانه ای مجازی Lashtastic”

در دنیای اول دیجیتالی امروز ، نیازی نیست که یک تجربه شخصی به صورت حضوری باشد. اما به طور سنتی ، مصرف کنندگان هنوز می خواهند محصولات آرایشی جدید را قبل از خرید آزمایش کنند – که در طول همه گیری جهانی ، که در آن اکثر مکان های خرده فروشی بسته شده بود ، چالشی را برای Benefit Cosmetics ایجاد کرد.

برای جلب توجه به ریمل جدید Magnet Extreme Lengthening ، Benefit ، با چون تجربیات خلاق ، ایجاد یک تجربه همهجانبه را انتخاب کرد که در آن کاربران می توانند توکن ها را جمع آوری کرده و آنها را با تخفیف ، ریمل یا مشاوره زیبایی مجازی در وب سایت Benefit عوض کنند. از همه بهتر ، آنها از واقعیت افزوده برای ایجاد یک تجربه سرگرم کننده و منحصر به فرد برای کاربران خود استفاده کردند.

در اینجا نحوه کار است: هنگامی که کاربران به سیستم عامل مجازی Benefit وارد شدند ، از آنها خواسته شد که مکان خود را رها کنند. در مرحله بعد ، به لطف واقعیت افزوده ، مشتریان می توانند از تلفن های خود برای یافتن نشانه در فضای فیزیکی خود استفاده کنند.

کمپین فوق العاده م – شامل نرخ تبدیل بیش از 50 ، CTR 39.4، و متوسط ​​زمان بازی 2 دقیقه و 22 ثانیه است.

benefit cosmetics virtual reality experiential campaign

I منبع جادو

نکاتی برای بازاریابان:

  • حتی بزرگسالان نیز عاشق بازی هستند. در نظر بگیرید که چگونه می توانید تجربه شخصی خود را بازی کنید و چالش ها یا رقابت های منحصر به فردی را برای جلب مشارکت ارائه دهید. در این مورد ، این تجربه سرگرم کننده است که آیا کاربر محصول را خریداری کرده یا نه – که برای ایجاد یک تجربه کاربری خوب کلیدی است.
  • اگر تجربه حضوری امکان پذیر نیست ، با فناوری ، VR یا AR خلاقیت ایجاد کنید تا بهترین کار بعدی را ایجاد کنید. امروزه تجربیات دیجیتالی می توانند به همان اندازه واقعی به نظر برسند. اما برای جلب توجه مخاطبان ، ممکن است لازم باشد فراتر از کمپین های اجتماعی سنتی فکر کنید.

6. Misereor: بیلبورد اهدای خیریه

آخرین باری که از پول نقد برای پرداخت هزینه استفاده کردید کی بود؟

به خاطر سپردن سخت است ، درست است؟ ما نوعی “سوئیپر بی فکر” هستیم- در سطح جهان ، تخمین زده می شود 357 میلیارد معاملات نقدی هر سال انجام می شود . سازمان غیردولتی آلمانی Misereor با دانستن اینکه هر چند وقت یکبار کارت های خود را بر هم می زنیم ، تصمیم گرفت از عادت بد ما به خوبی استفاده کند و بیلبورد تبلیغاتی خود را اهدا کند.

این چیزی بود که آنها SocialSwipe نامیدند. این پوسترهای دیجیتالی که در فرودگاه ها نصب شده اند ، تصاویری از مشکلاتی را نشان می دهد که Misereor برای حل آنها تلاش می کند – برای مثال گرسنگی با یک نان تصویر شده است.

اما صفحه نمایش مجهز به کارت خوان بود ، و هنگامی که شخصی برای کشیدن کارت رفت – با هزینه کمی 2 یورو – تصویر حرکت کرد تا به نظر برسد که کارت تکه نانی را بریده است.

حتی خنک تر؟ در صورتحساب کاربر کاربر ، یک یادداشت تشکر از Misereor وجود دارد ، همراه با پیوندی که کمکهای یکبار مصرف 2 یورویی آنها را به ماهانه تبدیل می کند.

نیازی به گفتن نیست که این تجربه به هماهنگی زیادی نیاز داشت – با بانک ها ، فرودگاه ها و یک پلت فرم پرداخت تلفن همراه. به همین دلیل ، این تجربه نمی تواند فقط یک بار اتفاق بیفتد. افرادی که با آن ارتباط برقرار کردند بعداً در یک اتفاق بسیار معمول یادآوری شد: دریافت صورت حساب بانکی.

نکاتی برای بازاریابان

7. Lululemon: Proud & Present

برای جشن گرفتن ماه غرور ، Lululemon با MKG برای ایجاد کار کرد یک تجربه همه جانبه و متفکرانه که یک کمپین جذاب رسانه های اجتماعی را با رویدادهای اجتماع محور در زندگی واقعی ترکیب کرد.

ابتدا ، مارک ورزشی از کارمندان و سفیران خود خواسته بود تا موضوعات مرتبط با جامعه+ LGBTQ را منعکس کنند. این برند پاسخ های خود را از طریق تصاویر و ویدئوها در صفحه اینستاگرام Lululemon در طول ماه به اشتراک گذاشت.

در مرحله بعد ، این برند یک نصب هنری در پارک رودخانه هادسون ایجاد کرد که بازتاب همان پاسخ ها بود. این فضا که دو هفته در پارک ماند ، رهگذران را به خواندن و تأمل ترغیب کرد. هرچند این همه ماجرا نیست-لولومون همچنین یک تمرین یوگا با تمرکز بر جامعه در همان پارک ایجاد کرد که هدف آن جمع آوری پول برای پروژه Trevor بود.

Lululemons Pride Month Experiential Campaign منبع تصویر

نکاتی برای بازاریابان

  • در نظر بگیرید که چگونه می توانید یک تجربه منسجم ایجاد کنید تا حضور آنلاین و آفلاین خود را واحد کنید. در این مورد ، لولومون از حساب های اجتماعی خود برای رسیدن به 3.7 میلیون دنبال کننده خود استفاده کرد ، اما سپس چند تجربه شخصی و شخصی ایجاد کرد تا نقطه اصلی را برای جامعه مستقر در نیویورک به ارمغان آورد.
  • یک کمپین بازاریابی تجربی نباید فقط بر فروش یک محصول یا خدمات متمرکز شود-اغلب می تواند ، و باید بر یک موضوع بزرگتر تمرکز کند. در این مورد ، اختصاص Lululemon به Pride Month باعث افزایش آگاهی و وفاداری به نام تجاری شد.

8. Häagen-Dazs: توت فرنگی و کرم با ویمبلدون

برای جلب توجه به طعم بستنی جدید و محدود آن ، توت فرنگی و خامه ، Häagen-Dazs با Wonderland همکاری کرد تا یک غرفه عکس GIF در مسابقات تنیس ویمبلدون ایجاد کند.

غرفه شامل یک چرخش (با اشاره بازی به تنیس) بود ، که تنیسورها ، مدلها و تأثیرگذاران مشهور را تشویق می کرد تا برای ارسال در رسانه های اجتماعی عکس بگیرند-فرصتی مناسب برای جمع آوری محتوای تولید شده توسط کاربر و گسترش سریع آنها.

با نامگذاری “بستنی رسمی ویمبلدون” ، Häagen-Dazs یک تبلیغ تجاری برای طعم نسخه محدود نیز ایجاد کرد:

نکاتی برای بازاریابان

  • در نظر بگیرید که چگونه می توانید فرصت های سرگرم کننده ای برای تشویق محتوای تولید شده توسط کاربر ایجاد کنید. این نیز نیازی به شکستن بانک ندارد-بسیاری از گزینه های مقرون به صرفه برای ایجاد غرفه های کوچک در کنفرانس های تجاری وجود دارد که هنوز از ظاهر اینستاگرام با ارزش برخوردار است.

9. فیس بوک: Facebook IQ Live

فیس بوک – که مالک اینستاگرام است – همیشه متوجه شده است که چقدر اطلاعات در مورد نحوه استفاده مردم از این پلتفرم ها دارد. به همین دلیل ، این تجربه Facebook IQ Live را ایجاد کرد.

برای این تجربه ، از این داده ها برای تنظیم صحنه های زنده که داده ها را به تصویر می کشند استفاده شد. در میان آنها IQ Mart: تنظیم “خرده فروشی” که نشان دهنده مسیر تبدیل خریداران آنلاین هنگام استفاده از رسانه های اجتماعی برای تصمیم گیری در خرید بود. همچنین یک کافه مهم در اینستاگرام وجود داشت ، مملو از فرصت های عکاسی هزاره ای و افرادی که آنها را از بین می بردند-هنر لاته و همه.

این کمپین فقط به یاد ماندنی نبود. همچنین بسیار مفید بود- 93٪ از شرکت کنندگان (و بیش از 1500 نفر بودند) از آنها) گفت که این تجربه بینش های ارزشمندی در مورد نحوه استفاده از فیس بوک برای تجارت ارائه کرده است.

اما چه چیزی این بینش ها را بسیار ارزشمند می کند؟ Momentum Worldwide ، آژانس پشت Facebook IQ Live ، آن را کاملاً بیان می کند : “وقتی می فهمیم که برای مردم چه اهمیتی دارد … می توانیم برای آنها مهم باشیم.” به عبارت دیگر ، ما می توانیم پیام های خود را پیرامون مواردی که برای مخاطبان مورد نظر ما مهم است شکل دهم.

و با ایجاد این تجربه ، فیس بوک توانست این کار را برای نام تجاری خود انجام دهد. در ایجاد این تجربه ، این نگرش تجاری مثبت را برای چند مخاطب ایجاد کرد – از جمله ، برای مثال ، افرادی که ممکن است از نحوه استفاده از این پلتفرم برای کسب و کار مطمئن نبوده باشند.

نکاتی برای بازاریابان

10. Zappos: “Google Cupcake Ambush”

برای کمک به تبلیغ برنامه جدید عکس ، Google با یک کامیون کیک کوچک در خیابان ها به خیابان های آستین ، تگزاس رفت. اما مردم هزینه کاپ کیک ها را با دلار پرداخت نکردند – در عوض ، تنها ارز مورد قبول ، عکسی بود که با برنامه گفته شده گرفته شده باشد.

و واقعا ، چه چیزی بهتر از یک کیک کوچک رایگان است؟ ما به شما خواهیم گفت: یک ساعت مچی رایگان یا یک جفت کفش.

به هر حال این پاسخ Zappos بود. به همین دلیل است که مارک تجاری با تجربه خود از تجربه کامیون گوگل “کمین” کرده است: یک جعبه روی پا-البته از نظر استراتژیکی درست در کنار تنظیمات گوگل قرار گرفته است-که وقتی با یک کیک کوچک تغذیه می شود ، یک ظرف با یکی از نکات فوق الذکر.

برای به دست آوردن پاداش های جعبه Zappos ، مردم باید یک کیک کوچک تهیه کنند. بنابراین در حالی که تنها یک مارک با تجربه قند بالا از تجربه کنار رفت ، هر دو در معرض دید زیادی قرار گرفتند. و از آنجا که 74٪ از مصرف کنندگان یک تجربه مارک دار می گویند گوگل و Zappos هر دو به دنبال جذب مشتریان جدید از این جمعیت هستند.

اما آنچه ما در این مثال واقعاً دوست داریم این است که چقدر ارزش نام تجاری مشترک تجربی را نشان می دهد. از آنجا که گوگل و Zappos دو زمینه تجاری مختلف را دنبال می کنند ، آنها یکدیگر را خرابکار نمی کردند ، بلکه یکدیگر را تبلیغ می کردند (این زمانی است که شما pick the right co-marketer).

Takeaways for Marketers

  • Use experiential marketing as a co-branding opportunity.
    • Pick a partner with an audience that would be interested in your brand, but might otherwise be difficult to reach.
    • Make sure your partner would benefit from your audience, too — you want the experience to be a win-win-win: for you, your co-brand, and the consumer.
  • When you do pick a marketing partner, build an experience that requires an “exchange” of each brand’s product or service. That way, the audience is more likely to interact with both of you.

11. Docker: Docker Dash

Docker is a software platform that allows developers to make and run apps on different operating systems — a technology known as “containerization.” By some standards, it’s not the sexiest product you can buy. By an enterprise’s standards, it’s not even the easiest product to understand. Enter: Docker Dash.

In partnership with Jack Morton, Docker used its developer conference, DockerCon 2017, to nurture its core enterprise market with a unique product demo called Docker Dash. What made it so unique? It wasn’t a demo — it was a game. And conference guests weren’t guests — they were players.

Docker Dash was a live video game-style simulation of Docker’s application platform, and it recruited 5,000 of its enterprise attendees to create an app together by solving a series of fun challenges inside the game. Each challenge presented in Docker Dash allowed the “players” to engage a feature of Docker’s product and ultimately complete their app. It was a fun, collaborative way to show enterprise software developers why Docker is invested in the containerization market and the value these people can get from Docker’s product.

Docker Dash got the attention of more than 3.6 million people — those who watched and posted about the event from social media, in addition to those who attended DockerCon in person.

Takeaways for Marketers

  • Conference hosts thrive on attendees who network with one another. By creating opportunities for your attendees to collaborate and play together, you allow them to share their ideas — making for more educated customers as a result.
  • “Gamify” your brand. Give people the ability to play and compete for something, and you’ll instill in them a sense of accomplishment that makes them more passionate about your industry.

12. Vans: House of Vans

Recently, Vans hosted House of Vans pop-up locations at skateparks within major cities like NYC and Chicago. This gave skateboarders a place to meet up, connect, listen to live music, and shred.

Vans also used these skatepark-based popups to promote the launch of their new shoe line which honored David Bowie.

With Vans being a leading shoe line of skateboarders, pop-ups in and near skateparks seem like a natural fit for an experiential marketing experience.

Takeaways for Marketers

  • Identify your audience’s hobbies and embrace them. In the example above, Vans knew that they had a big skateboarding audience, so they crafted an event to reward them while intriguing other skateboarders.
  • Similarly, if you know you have audiences based in certain locations, go to where they are for your experiential campaign. This will provide less friction and make your audiences feel like you are literally meeting them where they are.

13. Rick & Morty: Rickmobile

To promote the return of the animated Adult Swim series Rick & Morty, Cartoon Network sent a car around the country shaped like Rick, a main character and mischievous time-traveling grandfather on the show. By marketing primarily on social media, the company was able to get the campaign to go viral.

People began following where the Rickmobile was via a live destination page on the adult swim site.

When the Rickmobile hit major cities, people flocked to it to take a picture with Rick’s face and enter the mobile where they could purchase products related to the TV show.

Takeaways for Marketers

  • It’s okay to embrace social media to create anticipation and excitement around your pop-up or experience, just as Adult Swim and Cartoon Network did.
  • Embracing weirdness, like that of a giant cartoon head driving around the country, can be a helpful way to make your event shareable or intriguing — even to people who might not follow the content or company that you’re promoting.
  • If you can work in product sales, consider it. In this example, the network not only promoted the television show, but it also sold products related to it. So, essentially, people directly paid for aspects of a large scale ad.

14. Coca-Cola: FIFA World Cup VR Experience

In Zurich, during the FIFA World Cup, Coca-Cola placed a VR experience in front of a train station. With the experience, you could stand in front of a screen and see a popular soccer player next to you. You could then practice a soccer move with the athlete or compete in your own mini soccer tournament.

Takeaways for Marketers

While VR isn’t accessible to many marketers, this experience did have a few scaleable strategies associated with it.

  • To give your attendees an experience of value, consider hosting an expert who can answer questions or give tips related to your marketing campaign.
  • Embrace major events. If you know a city or area will be highly populated due to a game or another event, consider placing a pop-up there that somehow relates to that audience or the event itself.

Clearly, taking some very calculated risks worked out pretty well for these companies. So when it comes to creating an experience with your brand, don’t be afraid to think outside of the box — and don’t be afraid to work together on it with someone else.

Invest some time into thinking about the ways people could interact with you, even if it seems a little nutty. If it’s aligned with what you do and executed thoughtfully, people will be talking — in the best way possible.

advertising plan

نوشته ها مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *