وبسایت و پروفایل شخصی داود جمیری

12 نکته در مورد نحوه مدیر شدن: از 5 نفری که این کار را کرده اند

بنابراین ، شما می خواهید مدیر شوید.

سوال میلیون دلاری این است که چگونه مورد توجه قرار می گیرید؟

برخی می گویند این کار با به عهده گرفتن پروژه های بزرگ است. برخی دیگر معتقدند تعاملات رو در رو با مدیریت عالی کلیدی است. حقیقت این است که این ترکیبی از آن دو مرحله و بسیاری مراحل دیگر است.
→ Click here to download leadership lessons from HubSpot founder, Dharmesh  Shah [Free Guide].

ما همه آنها را در این مقاله شامل 5 مدیر HubSpot که سفرهای خود را برای رسیدن به مدیر و آنچه اکنون در کاندیداهای مدیریتی جستجو می کنند ، نشان خواهیم داد.

1 به تیم خود ارزش دهید.

شماره یک روش برای جلب توجه بعنوان ماده مدیریتی ، افزودن ارزش به تیم شما در نقش فعلی شما است.

چه شکلی است؟ خوب ، این به موقعیت شما بستگی دارد.

برای تنوع ، گنجاندن و مدیر تیم متعلق به HubSpot اشلی لاد “لاد ، مدیر برنامه ، گفت:” برای تیم رهبری ما بسیار آسان است که مانند “من می توانم این کار را انجام دهم” یا “رئیس ارشد حقوقی ما می تواند این کار را انجام دهد” یا “کسی می تواند این کار را انجام دهد” اما من توانستم دستم را بالا بیاورم و بگویم “سلام ، من حاضرم این قسمت از ارائه را بر عهده بگیرم” یا “من دوست دارم این فرصت را داشته باشم” ”

لاد گفت این کار او را به خارج از منطقه راحتی خود رانده اما با مدیریت بالاتر نیز به او چشم می بخشد. علاوه بر این ، به او این امکان را داد تا در مورد آنچه انجام داده بیشتر به اشتراک بگذارد ، و نشان دهد که چرا به کارش علاقه زیادی دارد.

لاد گفت: “اینها برخی از مواردی بود که باعث شد من به عنوان یک رهبر در فضای خود شناخته شوم.”

کارینا کارلوس ، مدیر متخصص محصول در HubSpot ، ارزش افزوده توسط شناسایی مشکلی در سیستم مدیریت بلیط شرکت قبلی وی و حل آن.

کارلوس گفت: “راه حلها فقط انتظار نیستند.” “آنها فقط آنجا نیستند ، شما باید به آنها فکر کنید ، خلاق باشید و آنها را تحت پوشش قرار دهید.”

و این دقیقاً همان کاری است که او انجام داد. بعد از طوفان فکری و ایجاد راه حل ، کارلوس آن را به سمت مدیریت هدایت کرد و حدود 40 درصد از حجم بلیط را کاهش داد.

“مالکیت مالکیت [همان چیزی است که شما را برای نقش های مدیریتی مورد توجه قرار می دهد] ، هدایت پروژه ها و فکر کردن در پروژه هایی است که می تواند از نظر مقیاس پذیری و حل ریشه تأثیر بیشتری داشته باشد.”

کریستوفر سیمونز ، مدیر فروش مشاغل کوچک در HubSpot ، می گوید افزودن ارزش به نظر می رسد ترکیبی از موارد زیر است:

  • موفق بودن در نقش خود
  • همسو شدن با استراتژی شرکت
  • پر کردن شکاف های رهبری ممکن است داشته باشد
  • ارائه دیدگاه خود به طور پیشگیرانه
  • از طرف مردم صحبت کنید

وی معتقد است که این امر مستلزم تغییر از طرز تفکر فردی به یک تیم است. اما با شناسایی این فرصت ها ، اطمینان حاصل کنید که برای انجام این کار روی افراد دیگر قدم نمی گذارید.

سیمونز می گوید: “كلیدی برای افزودن ارزش ، حذف تظاهر است.” “آنچه اغلب اتفاق می افتد این است که افراد می توانند احساس کنند شما از آنها به عنوان قطعه ای استفاده می کنید تا به هر کجا که می خواهید بروید برسند.”

چه از کوچک شروع کنید و چه بزرگ بروید ، همیشه فرصتی برای شما ایجاد می شود که بدون اینکه دیگران را به این سمت سوق دهید ارزش اضافه کنید.

2. برای پروژه هایی که به شما چشم انداز می شوند داوطلب شوید.

یکی از بهترین راه هایی که توسط مدیران ارشد مورد توجه قرار می گیرد ، کار بر روی پروژه هایی است که تیم رهبری شما از آنها مراقبت می کند.

“مدیر موفقیت مشتری در HubSpot دیوی جونز .

“بنابراین ، من لیست کوتاه غیر قابل مذاکره خود را برای هر فرصت بعدی خودم داشتم ، حتی اگر مردم را راهنمایی کنم ،” وی ادامه داد ، “و این از بالا بردن دست و داوطلب شدن من حاصل شد.”

اولین قدم شما از طریق جلسات شرکت و گفتگو با مدیران و سایر رهبران ، شناسایی این پروژه ها است. در مرحله بعد ، پروژه ها را به دو دسته تقسیم کنید: کم تعهد در مقابل طولانی و تأثیر زیاد.

جونز بر اهمیت داشتن اهداف قابل اندازه گیری برای جلوگیری از افزایش بیش از حد خود تأکید می کند. زیرا در این صورت ، در نهایت عملکرد کمتری خواهید داشت.

فرمول این است: پروژه هایی را که می خواهید روی آنها کار کنید مشخص کنید و در مورد تعداد کار در هر سه ماه تصمیم بگیرید.

“جونز گفت:” این کار به نوبه خود از این فرصت های اضافی استفاده می کند زیرا بسیاری از آنها در نوع خود دارای زیربنای رهبری هستند. ” “و وقتی از این فرصت ها استفاده می کنید ، متوجه می شوید” آیا من می خواهم مردم را مدیریت کنم؟ “”

در طی این فرآیند ، Ladd یک توصیه کلیدی را ارائه می دهد: بزرگنمایی و کوچک کردن.

“به عنوان یک مدیر ، باید بتوانید خود را بیرون و بالا ببرید و مثل این باشید که” این چه کسی را تحت تأثیر قرار می دهد؟ من باید با چه کس دیگری صحبت کنم و با چه کسی دیگر باید همکاری کنم؟ ” او گفت.

وی ادامه داد ، “من فکر می کنم گاهی اوقات در آن لحظاتی که احساس می کردم برای انجام کاری احساس اضطرار می کنم ، قطعاً این فرصت را از دست می دادم که بگویم” چگونه دیگر می توانم از منظر جهانی یا مدیر از این نظر فکر کنم؟ ” ”

راه حل گرا بودن عالی است ، اما مطمئن شوید که عجله نمی کنید. با همکاران خود در مورد بهترین راه های حرکت به جلو ، جلب نظر آنها و رفتن از آنجا گفتگو کنید.

جونز هنگام داوطلب شدن در پروژه ها ، یک نکته دیگر را نیز باید به خاطر بسپارید: اگر از حد اصلی فراتر رفت ، نترسید که در میانه آن نظر خود را تغییر دهید.

“جونز” گفت: “داشتن مکالمه یا مکالمه مداوم با مدیر خود به شما کمک می کند زیرا در این صورت ، آنها می توانند بگویند:” چه چیزی در بشقاب شما قرار دارد و می خواهید چه چیزی را از بشقاب خود خارج کنید؟ “” “و سپس ، شما به پروژه های خود نگاه می کنید و می گویید ،” من این پروژه را دوست ندارم ، بنابراین می خواهم آن را بردارم “.

اینجا جایی است که استفاده از کمک مدیر شما مهم است.

3 ریسک های حساب شده را بپذیرید.

وقتی از Vrnda LeValley س askedال کردم ، مدیر آموزش مشتری در HubSpot ، اگر لحظه خاصی وجود دارد که از نظر او بعنوان یک لحظه مدیرساز برجسته است ، این همان چیزی است که وی پاسخ داده است.

او می گوید: “بله ، بسیاری از آنها این کار را می کنند و معمولاً آنها با” این ممکن است روزی باشد که کارم را از دست می دهم “پیوند داده می شدند.

نیازی به گفتن نیست که حرکات پرخطر توجه شما را جلب می کنند.

“سیمونز گفت:” من در واقع افرادی را که بیش از حد کار می کنند ترجیح می دهم. “هنگامی که شما یک رهبر هستید ، باید قدم بردارید و آسیب پذیر باشید و در معرض دید قرار بگیرید.”

او ادامه می دهد ، “و این یک مکان تنها است ، بنابراین ، من می خواهم افرادی که به نوعی مرزها را کنار می زنند. سپس ، ما می توانیم آموزش دهیم ، خیاطی کنیم و کشاورزی کنیم.”

با این حال ، خطرپذیری به معنای بی پروا یا قلدر بودن نیست.
سیمونز می گوید

شما باید یک روحیه پیشگام داشته باشید تا یک رهبر م ثر باشید

، بنابراین کوچک شوید پاسخ نیست.

به موارد مورد نیاز کسب و کار توجه کنید و آماده عمل به آن باشید. این می تواند به معنای داشتن مکالمات دشوار یا افزایش سرعت باشد که کار درستی است.

“از خود بپرسید ،” چگونه می توانم این کار را به روشی که خودم هستم انجام دهم و همزمان از مردم احترام بگذارد؟ ” سیمونز می گوید.

اگر خطر پذیری ترسناک به نظر می رسد ، کارلوس پیشنهاد می کند به تصویر بزرگتر نگاه کنید و آن را به عنوان خدماتی به شرکت ، مشتریان و تیم خود ارائه دهید.

و اگر بهم ریخته اید ، خود را در این زمینه قرار دهید.

“لاد گفت:” در آنجا باید خودآگاهی وجود داشته باشد و فرصتی برای شما فراهم شود تا دست خود را بالا بیاورید و بگویید “من کاری را خوب انجام ندادم”. “اینکه بتوانید به عنوان مدیر عذرخواهی کنید – کار فروتنانه ای است و شما باید بتوانید بگویید ،” من کاملاً این موضوع را بهم ریختم “و” اینجا برنامه عملیاتی من پیش می رود “، من فکر می کنم این باعث ایجاد اعتماد می شود.”

4. مربی شوید و راهنمایی شوید.

هر مدیری که با او مصاحبه کردم از تعهد به مربی و یا راهنمایی شدن صحبت می کند.

چرا مشاوره برای مدیر شدن حیاتی است؟ LeValley می گوید این به شما کمک می کند تفکر خود را گسترش دهید.

“شما نمی دانید وقتی به فکر کوچک هستید ، نمی دانید بزرگ چیست ، بنابراین برای آن به یک صفحه صدا نیاز دارید.”

س isال این است که چگونه افراد مناسب را برای جستجوی راهنمایی شناسایی می کنید؟ لو والی پیشنهاد می کند از خود بپرسید چه کسی شما را تحت تأثیر قرار می دهد.

“چه کسی می داند که این حرکتها مهم باشد و ایده های عملی را ارائه دهد؟” LeValley می گوید.

از آنجا ، وی یک نکته مفید دارد: در 90 روز اول خود با دستیاران اجرایی رهبران ملاقات کنید زیرا آنها می دانند که بیشتر برای سرپرستان خود مهم است.

LeValley می گوید: “آنها طوری طراحی شده اند كه انگشتشان روی نبض باشد.” “آنها برای کمک طراحی شده اند ، بنابراین در کوچه آنها قرار دارد.”

با این حال ، این تنها مسیر مشاوره نیست. سیمونز در ابتدا از مشاوره غیر رسمی برخوردار شد.

“او به یک گروه رفتم ، یک رهبر داشتم – او بسیار شگفت انگیز ، خارق العاده بود و از من راهنمایی می کرد اما به عنوان رابطه راهنمایی برچسب گذاری نمی شد.” “وقتی تصمیم گرفتم به سمت مدیریت بروم ، رفتم و راهنمایی رسمی کردم.”

او برای مشاوره در مورد چگونگی برداشتن گام بعدی در حرفه خود با معاون اصلی خود تماس گرفت و خواستار راهنمایی شد.

تشخیص اینکه با چه کسی باید ملاقات کنید تنها یک مرحله از مراحل کار است ، مرحله بعدی تهیه یک برنامه عملی برای این مکالمات است.
سیمونز گفت: “هر زمان که با او (مربی خود) کار می کردم ، آنچه را می خواستم درباره آن صحبت کنم می آوردم. من پیش قدم بودم.” “من نمی خواستم کسر دیگری از زمان او ، بدهی دیگری باشم. من می خواستم یک دارایی شوم.”

سیمونز لزوماً نمی خواست که به س questionsالات تاکتیکی خاصی پاسخ دهد ، اما در عوض ، چگونگی تفکر یک رهبر را بیاموزید.

“من می خواستم ابتدا به داستان متصل شوم. ما بهترین چیزها را از طریق داستان می آموزیم.” “بنابراین ، من می خواهم مسیر شغلی آنها را بشنوم ، نحوه سفر آنها چگونه بوده است. اگر بتوانم نحوه تفکر شما را بفهمم ، می توانم نتایج را تکرار کنم.”

او همچنین از مربیان همتا استفاده کرده است.

سیمونز گفت: “این واقعاً سس مخفی من است.” “ما به نوعی به طور غیر رسمی همدیگر را راهنمایی می كنیم و چیزهایی را به همدیگر یاد می دهیم. و من این كار را در طول زندگی حرفه ای ام پذیرفتم.”

هنگامی که سیمونز به HubSpot آمد ، وی اضافه کرد که اولین قدم وی ملاقات با مدیران نبود ، بلکه ایجاد ارتباط با مدیران همکارش بود. به ویژه ، کسانی که می توانند تنوع فکری ارائه دهند.

“من سعی می کنم با افرادی فکر کنم که بتوانند نقاط ضعف یا نقاط توسعه من را تکمیل کنند. من می دانم که در هنر رهبری قوی هستم ، بنابراین دوست دارم با افرادی صحبت کنم که حضور در آن فضا را دوست دارند.” /

“اما من همچنین سعی می کنم مانند فردی که سیستم ها را دوست دارد فکر کنم. بنابراین ، سعی می کنم افرادی را پیدا کنم که بتوانند در مورد سیستم های تجاری فکر کنند ، [و در مورد آنها] فرایندهایی را که استفاده کرده اند بیاموزند.”

با راهنمایی ، فروتنی در دانستن این نکته وجود دارد که شما همه چیز را نمی دانید و تمایل به یادگیری هم از همتایان خود و هم از رهبران خود دارید.

5. بلند صحبت کنید و جسور باشید.

صحبت کردن می تواند سخت باشد ، به خصوص در محل کار. اما ، این پنج مدیر توافق دارند که لازم است مدیر شوید.

لو والی گفت: “شما باید در تیمی که در آن حضور دارید صدای عقل و انصاف باشید.” “شما باید کسی باشید که می گوید:” سلام ، این خوب نیست و لازم نیست “و” بیایید ایده را بشنویم “.

سیمونز این احساس را تکرار می کند و به تجربه خودش فکر می کند.

“لحظاتی در اوایل کار من بود که من یک سکو داشتم و آنچه را می دانستم می خواستم نگفتم ، روده من می گفت” چیزی بگو “اما من مثل” اوه آنها نمی توانند اداره کنند این “،” او گفت. “این فرصت ها از دست رفته بود زیرا رهبران روحیه پیشگامانه دارند ، این بخشی از DNA بهترین رهبرانی است که من مطالعه کرده ام.”

منظور سیمونز این است که رهبران می توانند کمی فشار را کنترل کنند.

اگر احساس ترس می کنید ، لاد می گوید که کمک می کند تا به تصویر بزرگتر فکر کنید.

“بسیار ریز دانه و ساده بودن مانند” این بر من تأثیر می گذارد و این مسئله ای است که من با آن روبرو هستم “بسیار آسان است اما آنچه سعی می کنم انجام دهم این است که یک قدم به عقب بردارم و درک کنم که این فقط یک من نیست چیزی می گوید “. “من ممکن است چنین احساسی داشته باشم ، اما شرط می بندم شما ، هشت یا 10 نفر دیگر نیز چنین احساسی دارند.”

این در مورد وام دادن به صدای شما است تا پلی بین همه این صداها باشد ، و بیان آن به گونه ای که احساس می کند حمله به شما احساس نمی شود بلکه به جای آن قدرت می بخشد.

لاد یادآوری می کند که سال گذشته لحظه ای مهم برای صحبت کردن هنگام گفتگو پیرامون عدالت اجتماعی بود.

“من فقط می توانم به کار خود ادامه دهم ، به آنچه انجام می دهم ادامه دهم و اینجا و آنجا بازخورد بدهم ،” اما من توانستم قدم بردارم و بگویم “دیگر فقط مربوط به من نیست ، بلکه درباره انجمن ما در اینجا. ”

صحبت کردن می تواند به مشتریان شما نیز برسد (و باید).

جونز در نقش خود در موفقیت مشتری ، به شدت از مشتریانش حمایت می کرد.

“او گفت ،” وقتی به نقش خود به عنوان یک مشارکت کننده شخصی بازمی گردم ، بیشتر این کار انجام کارهایی بود که برای مشتری مناسب بود ، مهم نیست که چه تعداد از مردم با من مخالفت می کنند ، “و می توانم از آنها دفاع کنم راهی که شخص دیگری ، که کمی خجالتی تر بود یا فکر نمی کرد به اندازه کافی خرید یا پشتیبانی داشته باشد ، “.

و چون او این کار را انجام داد ، مشتریان با خواندن تعریف و تمجید از مدیریت عالی ، لطف کردند.

یک چیز که می خواهید بخاطر بسپارید زمان بندی شماست. لو والی باید آن درس را یاد می گرفت.

“لو والی” گفت: “من این س questionsالات را در یک گروه می پرسم و تمام گروه حلقوی می شوند و مثل اینکه” فقط می خواستم بدانم “باشم و متوجه تأثیر آن نشوم.” “بنابراین ، هنگام ساختن نام تجاری خود ، از نفوذ خود بسیار آگاه باشید.”

همیشه زمان مناسب مشخص نخواهد بود ، اما توجه داشته باشید که شرکت در چه مرحله ای قرار دارد و اولویت های آن چیست.

6. با تیم رهبری خود ارتباط برقرار کنید.

بخشی از مدیر شدن ایجاد ارتباط با رهبران شرکت شما و درک تصویر بزرگتر است.

“خود را در اتاقهایی بگذارید که هر زمان می توانند مهم باشند ،” حتی اگر “سلام من فقط می خواهم 15 دقیقه پایه را لمس کنم” یا “من در این مورد ایده ای داشتم” ، می توانید توضیح دهید استراتژی پشت این؟ “”

برای این کار به برخی از قابلیت های دید نیاز دارد که به گفته برخی ، سخت تر است که این روزها به دلیل از راه دور کار کنید هنجار جدید است. بعد از جلسه نمی توانید دقیقاً با مدیریت ارشد یک مکالمه را شروع کنید ، یا هنگام قهوه خوردن در آشپزخانه عمومی سریعاً صحبت کنید یا در یک ساعت خوشحال با آنها آشنا شوید.

اما LeValley فکر می کند در حال حاضر این کار آسان تر است: وقفه ها و حواس پرتی های کمتر.

با کسانی که می خواهید با آنها صحبت کنید یک گپ اولیه قهوه تنظیم کنید و از آنجا بروید.

نکته طرفدار LeValley: اولین جلسه خود را با یک چت قهوه و همه چیز پس از آن یک پایگاه لمسی استراتژیک یا موارد مشابه تماس بگیرید.

“با خواندن آن بعد از اولین گفتگوی قهوه ، خود را به حاشیه نبرید”.

همه چیز در مورد چارچوب بندی مکالمات شما در یک استراتژیک است زیرا شما می خواهید به همین ترتیب مشاهده شوید.

7. منبعی برای دیگران باشید.

چیزی که سیمونز از مربیانش آموخت ، اهمیت حمایت از همسالان است.

“رهبر من می گفت ،” هر وقت کسی را ارتقا دادیم ، می خواهیم همه اعضای سازمان بگویند ، خوب ، این منطقی است. ” “منطقی است که آن شخص در آن نقش باشد زیرا مدتهاست که ارزش افزوده است.” ”

جونز این کار را با این کار انجام داد که همیشه خودش را برای کمک به همکارانش در دسترس قرار می داد.

“جونز گفت:” من مثل “خرس مامان” در تیم جایی صدا می شدم و سپس اولین پاسخ دهنده بودم ، زیرا هر وقت مسئله ای پیش می آمد ، کسی با من تماس می گرفت و می گفت ، دیوی ، من می دانید که شما بخشی از این چیز نیستید ، اما آیا می توانید به ما کمک کنید تا این آتش را خاموش کنیم؟ ‘ و من مثل این هستم ، “خوب ، مشکل را به من بدهید.” ”

او همچنین با استخدام جدید درگیر شد و به طور غیررسمی دیگران را در تیم خود راهنمایی کرد.

“به طور معمول ، چه اتفاقی می افتد قبل از اینکه کسی به رهبری برسد ، شما از دیگری می پرسید ،” هی ، در مورد X به من بگو. آیا قبلاً با آنها کار کرده ای؟ تجربیاتت چه بوده است؟ ” سیمونز گفت: “و اگر شما شخصی هستید که پل می سوزانید زیرا هوشمند نیستید ، پس باید این موضوع را قبلاً بدانیم.”

نمی دانید برخی از اقداماتی که امروز می توانید برای حمایت از همکاران خود انجام دهید چیست؟ به نگرانی های آنها گوش فرا دهید ، در صورت امکان پیشنهاد کمک کنید و منابع خود را ارائه دهید.

8. با مدیر خود مکالمه شغلی داشته باشید.

وقتی شروع به برنامه ریزی برای مدیر شدن می کنید ، از بینش و پشتیبانی مدیر خود استفاده کنید.

“هر روز از مدیر خود می پرسم ،” برای سهولت کار شما چه کاری می توانم انجام دهم؟ ” که با “حال شما چطور است” متفاوت است. ” “من از مدیر خود و سطح جست وجوی خودم که قطعاً باید حداقل هر یک سه ماه یک بار با آنها ملاقات کنید ، پرسیدم:” چه چیزی می توانم یاد بگیرم یا در این زمینه مهارت بیشتری داشته باشم که این سازمان را بهتر کند؟ و سپس آن را انجام می دهی. ”

این فرصتی است تا آرزوهای خود را با مدیر خود روشن کنید و فرصت هایی را برای نشان دادن آنچه از خود ساخته اید پیدا کنید.

لاد گفت: “توانایی ایجاد فضا و زمان برای مکالمه با مدیر خود چیزی است که به حرکت سوزن کمک می کند.”

با درخواست گپ های شغلی سه ماهه از مدیر خود شروع کنید. سپس ، نقاط صحبت و مناطق تمرکز را آماده کنید. در آخر ، مدیر خود را از پیشرفت خود ، پروژه هایی که در آن کار می کنید مطلع کنید و از کمک آنها برای شناسایی فرصت های پیشرفت شغلی استفاده کنید.

9. با همدلی و آسیب پذیری رفتار کنید.

اکنون بیش از هر زمان دیگری ، داشتن همدلی برای داشتن یک مدیر خوب مهم است.

“من فکر می کنم شرکت ها تمایل به استخدام مدیران دارند زیرا آنها عملکردی دارند ، درست است؟ شما می توانید کار را به درستی انجام دهید. شما سه تا شش سال تجربه این کار را داشتید ،” اما جونز گفت ، ” س questionsالات رفتاری در آنجا مانند: چگونه افراد خود را مدیریت می کنید و چگونه فرهنگ تیم خود را مدیریت می کنید؟ ”

در زمان اوج گیری بیماری همه گیر COVID-19 و مبارزه برای عدالت اجتماعی ، جونز مدیرانی را استخدام می کرد و به دنبال افرادی می گشت که برای تیم خود امتیازاتی بگیرند ، افرادی که توسط HR مجاز نبوده اند.

“چگونه کمی برای دیگران ظاهر می شوید که شاید کمی بیشتر آنها را نشناخته اید و فکر نکرده اید؟” او می گوید.

کارلوس اضافه می کند ، مدیریت افراد یک عمل متعادل بسیار ظریف است ، بنابراین به کسی نیاز دارد که بتواند آسیب پذیر باشد ، امنیت روانی ایجاد کند و برای تیم خود ظاهر شود.
او می گوید: “توانایی ارائه بهترین عملکرد در آنها رقصی است که باید هر بار یاد بگیرید.”

بنابراین ، چگونه همدلی را تمرین می کنید ؟ این از نقش شما شروع می شود. به نحوه صحبت با مشتریان نگاه کنید. آیا مبارزات آنها را می فهمید؟ آیا نیازهای آنها را اولویت بندی می کنید؟

در مورد همسالان خود چطور ، آیا به طور فعالانه به ایده ها و نگرانی های آنها گوش می دهید؟ آیا برای ریشه یابی شدن مشکلات آنها س askال می کنید؟

اینها همه راههای همراهی با همدلی قبل از ورود به سمت مدیریتی است.

10. تصویر بزرگتر را بدانید.

هنگامی که مدیر می شوید ، اولویت های شما جای خود را می گیرد و نیازهای شرکت چرخ را در اختیار شما قرار می دهد.

این مستلزم درک استراتژی گسترده شرکت و سرمایه گذاری در پروژه هایی است که با آنها همسو باشد.

این سال را ایجاد می کند: آیا هدف شما با شرکت شما همسو است؟

به همین دلیل است که قبل از جستجوی نقش مدیریتی ، LeValley توصیه می کند که “چرا” خود را روشن کنید

“اگر از من سال کنید چرا می خواهم ارتقا promot پیدا کنم و چرا می خواهم مدیر شوم ، [پاسخ این است] زیرا قبل از بازنشستگی من می خواهم مسئول حمایت از 15 نفر از جوامع حاشیه ای تا سطح مدیر ارشد ، “او می گوید. “شما نمی توانید با این پاسخ بحث کنید.”

به محض اینکه “چرا” خود را تشخیص دادید ، معنی آن را بیان کنید ، آن را به زبان بیاورید و اقدام کنید.

“من به دنبال این هستم که چرا آنها سر کار می آیند ، چرا آنها کارهایی را که انجام می دهند می گویند ، از تصمیماتی که پشتیبانی می کنند حمایت می کنند ، چرا که آنها به نمایندگی از دیگران صحبت می کنند” “اگر این کار را انجام دهند ، من به بسیاری از انگیزه های واقعی آنها نگاه می کنم ، زیرا اگر پول باشد ، شما مدیر من نیستید.”

از نظر LeValley ، “چرا” شما باید فراتر از خود باشد. این باید تمایل به اعتلای دیگران و حمایت از موفقیت آنها باشد.

پرچم قرمز بزرگ عبارتهای من است.

عباراتی مانند: “ من می توانم این کار را انجام دهم اما نمی دانم چگونه این موضوع باعث جلب توجه من می شود ” یا داستانهای موفقیت شخصی که نام دیگری را ذکر نمی کند.

لو والی می گوید: “افرادی كه قطار را در حال رد شدن از مسیرهای ریل می بینند و شاید پیاده می شوند ، اما هیچ كس دیگری را با خود نمی آورند.”

کارلوس می گوید نگرانی دیگر این است که کسی فقط هدفش را هدف قرار دهد.

“اگر کسی به طور کلی به چیزها نگاه نکند ، کمی نگران کننده خواهد بود ، [چیزهایی مانند این را می گوید]” من مانند این معیار بلیط X برخورد کردم ، بنابراین ، باید مدیر شوم. “” فقط این نیست در مورد آن ، موارد زیادی وجود دارد که باید در نظر گرفت. ”

وی اضافه می کند که شما باید بر توانمندسازی اطرافیان تمرکز کنید.

“تغییر ذهنیت برای یک مدیر چیست ، چگونه می توانید تأثیر خود را از طریق این افراد چندین برابر کرده و به آنها قدرت دهید ، از طریق آنها کار کنید ، آنها را به سمت این نتیجه گیری و این عملکرد هدایت کنید؟” می گوید کارلوس.

11 بیاموزید و تمرین کنید.

چه کسی بهتر از افرادی که قبلاً این کار را انجام داده اند یاد بگیرد؟

شما این را می دانید ، البته به همین دلیل است که این مقاله را می خوانید. اما بیایید بررسی کنیم که چگونه مدیران HubSpot ما قبل از اینکه به نقش خود بپردازند ، رهبری را یاد می گیرند و تمرین می کنند.

سیمونز گفت: “یکی از مربیان من می گوید دعوت به رهبری دعوت به آمادگی است.” “بنابراین ، یکی از کارهایی که من انجام می دهم ، و من به نوعی دیوانه وار در این مورد هستم ، خواندن همه چیزهایی است که می توانم درباره رهبری ، تماشای فیلم ، گوش دادن به صحبت ها.

کتاب های مورد علاقه سیمونز در زمینه رهبری شامل “شروع با چرا” نوشته سایمون Sinek ، “ ضرب” توسط Liz Wiseman “، = “noopener” target = “_ blank” href = “https://us.macmillan.com/books/9781250183866″> مالکیت شدید “توسط Jocko Willink و Leif Babin

، و” بازیکن ایده آل تیم “توسط پاتریک لنسیونی . اوه ، و هر چیزی توسط جان مکسول .

سیمونز همچنین داوطلب نقش های رهبری خارج از شرکت خود شد.

“وی گفت:” طبق قانون 10 هزار ساعته ، من به مدت هشت سال هر شنبه دو ساعت وقت صرف می كردم ، نه تنها گفتگو در داخل گروه را تسهیل می كردم ، بلکه نقش های رهبری را نیز برعهده داشتم و پروژه های خدمات اجتماعی را ترتیب می دادم.

“[بخشی از این آمادگی] داوطلب کردن زمان برای تبدیل شدن به یک رهبر بهتر است زیرا دوباره ، شما قبل از اینکه واقعاً نقش را داشته باشید یک رهبر هستید.”

در پایان ، لاد به همکاران خود متمایل شد که رفتارهایی را که او می خواست تکرار کند به نمایش گذاشتند.
او می گوید: “انجام کار قبل از رسیدن به آنجا بسیار مهم است.” “برای من این بود که” مگی چه کاری انجام می دهد تا اطمینان حاصل کند که افراد از نظر روانی در جلسات احساس امنیت می کنند؟ ” من می خواهم اطمینان حاصل کنم که من نیز چنین کاری می کنم. ”

وی ادامه داد ، “چگونه می توانید یک مکالمه عمیق مانند الکس را تسهیل کنید و مطمئن شوید که این چیزی است که افراد می خواهند با آن درگیر شوند؟”

یادگیری از همسالان خود به اندازه یادگیری از بزرگان ارزشمند است. وقتی استراتژی ها را یاد گرفتید ، تمرین کنید ، تمرین کنید ، تمرین کنید.

12 شبکه در سراسر.

یکی از بزرگترین فرصتهای از دست رفته در سفر به مدیر شدن ، ایجاد ارتباط با همسالان نیست.

لو والی تجربه شخصی خود را در این زمینه به یاد می آورد.

“من در محیطی بودم که بطور قابل توجهی بزرگتر از همکاران دفتر خود بودم و در آنچه آنها بودند نبودم. بنابراین ، من خیلی خودم را جدا کردم زیرا نگاه کنید ، من اینجا هستم تا شغل [و] من قصد دارم به محل کار خود بروم ، “اما این خوب نبود زیرا من بازخوردی مانند” آیا شما متناسب هستید؟ “دریافت نکردم. این نباید مهم باشد ، اما این مهم است. آیا شما توانایی مدیریت دارید؟ ”

او قابل اعتماد ، حرفه ای و توانمند بود ، اما چیزی که به آن فکر نکرده بود جنبه اجتماعی مدیر بودن بود.

“لو والی اضافه می کند:” وقتی به عنوان تیم مدیریتی به دنبال آبجو می رویم ، آیا شما را آنجا می خواهیم؟ و من این را با دوستم مقایسه می كنم كه اصلاً مشروب نمی نوشد ، اما آنها هنوز او را آنجا می خواهند. ” “بنابراین این نیست که شما باید بنوشید.”

شبکه سازی نه تنها برای گرفتن تأیید از افراد مشابه ، بلکه همچنین شناختن آنها مهم است.

“جونز می گوید:” یكی از نشانه های مدیر خوب ، آن چیزی است كه آنها به طور جداگانه در مورد سایر افراد كه قبلاً با آنها كار می كردند ، می دانند. “اگر اطلاعات زیادی درباره آنها ندارید ، مانند شیوه های کار فردی آنها ، این به من می گوید که شما آنها را با رویکردی متناسب با همه مدیریت می کنید.”

مدیر بودن به معنای درک این نکته است که برای مدیریت افراد مختلف به تاکتیک های مختلفی نیاز است. شما فقط با شناختن همه در سطح شخصی می دانید که چه کسانی هستند.

هسته اصلی همه این نکات تعهد به بالا بردن اطرافیان و همسو شدن با نیازهای شرکت است.

با استفاده از ترکیبی از تاکتیک های ذکر شده در بالا ، در کمترین زمان مدیر خواهید شد – دقیقاً مانند این پنج مدیر.

New Call-to-action

نوشته ها مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *